امیدوارم حال همگی خوب باشه...... منم از احوال پرسی های شما .............. خوبم....
به قول شاعر...
سعدیا گر نکند یاد تو آن ماه مرنج ما که باشیم که اندیشه ما نیز کنند
توی این مدت نتونستم آپ بشم.....سرم خیلی شلوغ بود...
ببینم چه خبرا؟ می دونم دلتون برام خیلی تنگ شده بود....
باز هم بوی ماه مهر.... ماه مدرسه.....
گاهی اوقات دلم هوای مدرسه و میز و نیمکتاشو می کنه..... هوای شاگرد و معلمی ها.....شیطونی کردنها.....
خاطره ها کهنه می شن اما فراموش نمی شن.....
گاهی اوقات دلم می خواست بچه بودم..... خسته می شم از دنیای آدم بزرگها.....
خیلی عجیبه نه... آدم تا وقتی بچه است دوست داره زودتر بزرگ بشه.... اما به محض اینکه بزرگ می شه دوست داره دوباره به دوران کودکی اش برگرده....
ای کاش همه مون از فرصت هایی که داریم استفاده کنیم.... و هیچ وقت اونها رو از دست ندیم..... چون حس می کنم دردی که هیچ وقت التیام پذیر نیست پشیمونیه.....!!!!!!!!!!
اما متاسفانه خیلی هامون به این درد دچاریم.....
وقتی به چیزی نزدیکیم... نمی فهمیم که در دوقمی مونه اما به محض اینکه از دستش می دیم می فهمیم چی شده...
ای کاش قدر لحظه لحظه های عمرمونو بدونیم.... تا از دستشون ندیم...
ستایش خداوندی را سزاست که شبم را به صبح آورد بی آن که مرده یا بیمار باشم، نه دردی بر رگ های تنم باقی گذارد، و نه به کیفر بدترین کردارم گرفتار کرد، نه بی فرزند و خاندان مانده ، و نه از دین خدا روی گردانم، نه منکر پروردگار ، نه ایمانم دگرگون، و نه عقلم آشفته ، و نه به عذاب امت های گذشته گرفتارم. در حالی صبح کردم که بنده ای بی اختیار و بر نفس خود ستمکارم.
خدایا بر توست که مرا محکوم فرمایی در حالی که عذری ندارم، و توان فراهم آوردن چیزی جز آنچه که تو می بخشایی ندارم، و قدرت حفظ خویش ندارم جز آنکه تو مرا حفظ کنی.
خدایا به تو پناه می برم از آن که در سایه بی نیازی تو، تهیدست باشم، یا در پرتو روشنایی هدایت تو گمراه گردم، یا در پناه قدرت تو بر من ستم روا دارند، یا خوار و ذلیل باشم در حالی که کار در دست تو باشد!
خدایا جانم را نخستین نعمت گرانبهایی قرار ده که می ستانی ، و نخستین سپرده ای. قرار ده که از من باز پس می گیری !
خدایا ما به تو پناه می بریم از آن که از فرموده تو بیرون شویم ، یا از دین تو خارج گردیم ، یا هواهای نفسانی پیاپی بر ما فرود آید ، که از هدایت ارزانی شده از جانب تو سرباز زنیم.
فراز هایی از دعای امام علی (ع)- نهج البلاغه دعای ۲۱۵
می دانم در این شب های بزرگ تنها کلام مولاست که می تواند آرامش بخش قلب دردمندمان باشد.
شهادت مولای متقیان، حضرت علی (ع) تسلیت باد.
التماس دعا...
فرشته ها حتما می آیند
فرشته ها آمده اند پایین. همه جا پر از فرشته است.از کنارت که رد می شوند،می فهمی؟
اسمت را که صدا می زنند، می شنوی؟ دستشان را که روی شانه ات می گذارند ،حس می کنی؟
راستی حیاط خلوت دلت را آب و جارو کرده ای؟دعاهایت را آماده گذاشته ای؟ آرزوهایت را مرور کرده ای؟
می دانی که امشب به تو هم سر می زنند؟ می آیند و برایت سوغات می آورند، پیراهن تازه ات را.
***
خدا کند یک هوا بزرگ شده باشی . می آیند و چهار گوشه دلت را نور و گلاب می پاشند.
می آیند و توی دستشان دعای مستجاب شده و عشق است.
مبادا بیایند و تو نباشی .مبادا در دلت را بسته باشی.
مبادا در بزنند و تو نفهمی. مبادا ...
کوچه دلت را چراغانی کن. دم در بنشین و منتظر باش.
فرشته ها می آیند. فرشته ها حتما می آیند.
خدا آنسوتر منتظر است.مبادا که فرشته هایت دست خالی برگردند.
عرفان نظر آهاری
سالی دیگر توفیق آن را پیدا کردیم که مهمان خدا باشیم و برای این نعمتش او را شاکریم.....
عطر دیدار یار در سحرهایی پر از معنویت که منتظرش بودیم فرصت خوبی است برای اینکه بگوییم دوستش داریم ....
فرا رسیدن ماه مبارک رمضان مبارک.
التماس دعا...

برای آمدنت انتظار کافی نیست
دعا و اشک و دل بی قرار کافی نیست
چنین که یخ زده ایمان من، اگر هر روز
هزار بار ببارد بهار کافی نیست
تمام هر چه شراب است غیر چشمانت
برای مستی چشم خمار کافی نیست
به جرم عشق تو بگذار آتشم بزنند
برای کشتن حلاج، دار کافی نیست
خودت دعا بکن ای نازنین که برگردی
دعای این همه شب زنده دار کافی نیست...
ابوالفضل نظری
بر شاخه شکسته سروی
که تنها آرزویش
بازگشت پرستویی مهاجر است
از آن طرف دریاها
پرستویی که شاید ارمغان او
یک تبسم باشد...
حسین نام بلندی بود که بر گلوی آسمان شکفت.
نام بلندی که تاریخ حماسه را آبرو بخشید و ایثار را معنایی دوباره نمود.
حسین شمشیر برکشیده خداوند بود و آتشی که کاخ ستم را طعمه ساخت.
حسین حافظه فراموش نشدنی تاریخ است.
حسین چراغ فروزان فرداست.
آسمان پر فروغی که تا همیشه دامن دامن ستاره تقدیم زمین خواهد کرد.
حسین آینده روشن ماست تاریخ بی دریغ و درنگ ماست و گریه ناگزیریست که تا همیشه خواهیم داشت و اشک بی پایانیست که تا همیشه خواهیم ریخت.
و
ای خدای حسین !
حافظه تاریخ برای نامی به بلندای نام حسین کوتاه است ما را حافظه ای به بلندای عظمت رشادت حسینی عطا فرما.
برگرفته از کتاب نجوای شبانه
سخنت بس که قشنگ است شنیدن دارد
لب خندان تو در آینه ، دیدن دارد
ماه من ، قصه بگو باز برایم از صبح
تا سحر نغمه جانانه شنیدن دارد
گر چه مهرت به دل چاه زمان گم شده است
یوسف حسن تو نازم که خریدن دارد
ناز کن ، ناز برای همه، ای آیت ناز
منت از غمزه عشق تو کشیدن دارد
در زمین فرصت پرواز اگر دست دهد
به سر بام تو ، ای دوست پریدن دارد
تو پیام آور مهری و خدا می داند
سخنت بس که قشنگ است شنیدن دارد
کاظم جیرودی
عید بزرگ مبعث مبارک

همیشه باید به ابرها بنگری. آنها گاهی دلگیر می شوند از آدم های روی زمین و آن هنگام است که اشک هایشان را فرو می ریزند.اما باران یک نشانه است برای دل هایی آماده ، برای آنها که بهانه ای می خواهند برای سبز شدن و ای کاش دل های زمینی تنها آرزویشان آسمانی شدن بود ، نه چیز دیگراما برای آسمانی شدن باید از زمین گذشت، از زمین های سخت ، باید از کویر گذشت ، تا طعم کویر را نچشی ، مزه آسمان را نمی فهمی و همه طعم کویر به ستاره های آن است ، ستاره هایی که هر کدام در گوشه ای از آسمان جا خوش کردند و تو می توانی آنها را ببینی که به تو چشمک می زنند ومی خندند.
اما به یاد بیاور آن هنگام را که نجوایی گوشت را پر ساخت،" ستاره تو یک جایی در آسمان است باید چشم هایت را به آن بدوزی مبادا آن را گم کنی ، ستاره ها فانوس زمین هستند برای وقتی راهت را گم کردی."
اما انسانها ستاره شان را همان اول راه گم کردند. به همین خاطر گروهی سر به هوا هستند شاید برای این که بتوانند آن را پیدا کنند. اما گروهی انگار اصلا یادشان رفته که ستاره ای داشتند، تنها از پی سایه خود می روند، راه رفتن با چشم هایی بسته ، زمین می خورند اما چشم هایشان را باز نمی کنند. آخر چگونه لذت خواب دنیایی را کنار بگذارند و آن هنگام که به بن بست می رسند طغیان می کنند اما در برابر که و برای چه نمی دانم، اصلا خودشان می دانند ؟
نه ! پس رهایشان کن بگذار در همان بیابان گمراهی خویش سرگردان باشند !
اما تو!
باید از لاک خویش بیرون بیایی و نردبان دلت را به گوشه ای از آسمان تکیه دهی و با پاهایی استوار بالا بروی . نترس نخواهی افتاد ستاره ات دستت را خواهد گرفت، پس دست هایت را به او بسپار و کوله بارت را بردار که،
چیزی به طلوع نمانده است !
و من تنها
در کوچه باغ خیال
تنها با خاطره ای از تو
زیر سایه ی یک ابر سیاه
یا در زیر چتر پر از مهر تو
دیگر چه فرق می کند
هنوز آخرین گلخند تو
در میان دست من باقی است
تو چه زیبایی
هیچ نمی دانستم
کاش گام های خیسم
به آهنگ قلب تو نبود
دلم می خواست
بدوم در مسیر عشقمان
و بدود ضربان قلب تو در دل من
و من مبهوت
از صدای ممتدی
که گوشم را پر ساخته بود
حال دیگر
آینه بودن با تو را می خواهد
چشم در چشم تو شدن را
اما تو سالهاست
که قاب مرا خالی کرده ای...
روزها می گذرد و ماه ها ....اما امشب آغاز ماهی دیگر است .... ماه ، ماه خداست.... اگه مفاتیحتو باز کنی (حدودای صفحه 240 به بعد) اسم سه تا ماه خوبو می بینی... ماه هایی که هر سال منتظرشون می مونی تا برسن....رجب ، شعبان ، رمضان
..... پر از عیدهای خوب..توی مفاتیح ها این طور نوشته شده که:
1. از حضرت رسول (ص) روایت است که رجب ماه خداست ؛ شعبان ماه من است و رمضان ماه امت من است..
2. اینکه هر کس یک روز از این ماه را روزه بدارد موجب خشنودی خدا گردد و غضب الهی از او دور گردد و دری از درهای جهنم به روی او بسته می شود. (حالا صبر کن زیادی ذوق نکن هنوز مونده
....)
3. اینکه رجب نام نهری است در بهشت از شیر سفید تر و از عسل شیرین تر هر که یک روز از رجب را روزه بدارد البته از آن نهر بنوشد.( چیه....؟ دهنتون آب افتاد
.....!)
4. اینکه رجب را «اصب» گویند زیرا که رحمت خدا در این ماه بر امت رسول خدا(ص) ریخته می شود
5. که هر کس روز آخر این ماه را روزه بدارد.از شدت سکرات مرگ و هول بعد از آن و عذاب قبر رهایی یابد.
6. اینکه هر کس دو روز آخر ماه را روزه بدارد بر صراط به آسانی بگذرد.
7.و اینکه هر کس سه روز آخر را روزه بدارد ایمن گردد از ترس بزرگ روز قیامت و از شدتهای و هولهای آن وبیزاری از آتش جهنم به او عطا کنند. ( یه دفعه سه روز آخر و روزه بگیردیگه خیرشو ببینی.
...)
می بینی تازه اینها فقط ذره ای از چیز هایی که خدا قراره به بنده هاش بده....![]()
همه اینها رو گفتم که بدونی خدا بیشتر از اون چیزی که فکرشو می کنی دوستمون داره ...... و به فکرمونه.... هیچ وقت ما رو از یاد نمی بره برعکس ما آدمها که خیلی اوقات از یادش غافل می شیم.
... و وقتی گرفتاری ای برامون پیش میاد سری بهش می زنیم .... ولی این رسم رفاقت نیست.
.... آیین دوست داشتن این نیست.
و اما این سه ماه فقط یه بهونه است برای من و تو که به اون نزدیک بشیمو بهش بگیم که خیلی دوستش داریم....
گاهی اوقات از نردبون بالا می ریم تا دست خدا رو بگیریم ولی غافل از اینکه خدا همون پایین ایستاده و محکم نردبونو گرفته که نیفتیم.... به این می گن یه دوست خوب
..... یه دوست خوب و همیشگی که جاش فقط توی دلهای زلالیه اصلا هم مهم نیست که دله دریا باشه یا یه برکه کوچولو....
در ضمن یادتون نره منو توی این ماهها دعا کنید ......!!!
التماس دعا

